به رف

به‌رف سپێ دباره‌ ئو سپێ ل سه‌ر هه‌موو چێیانین جیهانه‌ ده‌گره‌...

ته‌نێ ل سه‌ر چێیانین کوردستانه‌ سپێ ده‌باره‌ ئو سوور ده‌به‌...

(ترجمه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

درد...

اولین قلم

حرف حرف درد را

در دلم نوشته است

دست سرنوشت

خون درد را

با گلم سرشته است

پس چگونه سرنوشت ناگزیر خود را رها کنم؟

درد

رنگ و بوی غنچه ی دل است

پس چگونه من

رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا

دست درد میزند ورق

شعر تازه ی مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می‌زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
 

احمد شاملو

ضرب  المثل کوردی کلهری

خودا وه‌  خه‌رووش اوشی ده‌ر چوو ،،وه‌ تازی اوشی بگره‌یخدا به خرگوش می‌گوید در رو. به تازی می‌گوید بگیرش
(یعنی کار خدا حساب دارد)

گلیج په مه قاین سه ر عروس ئه شکند.گل پنبه مادرشوهر سر عروس را می‌شکند.
(یعنی کوچکترین حرف مادرشوهر باعث ناراحتی عروس می‌شود)